حسين بن حسن خوارزمي

142

شرح فصوص الحكم

مشابه اين باشد از موجبات كدورات در وقت و از موانع حصول أغراض . و تارة يعطى الله على يدي الواسع ) * و گاه حضرت حق بر دست واسع عطا دهد تا عموم خلايق را شأنى باشد چون صحت و رزق . أو على يدي الحكيم فينظر في الأصلح في الوقت ) * و گاه بر دست حكيم بخشد . پس نظر كند در آن چه صالحتر باشد بنده را در حال ، چه حكيم عمل نمىكند مگر به مقتضاى حكمت و نظر نمىكند جز بر مصلحت در وقت . پس عطا دهد آن چه مناسب بنده باشد در اين وقت تا بنده به مشاهدهء آن حال از سر تسليم گويد بيت : من دل ز مراد خويش بر داشته ام سر بر فلك نهم بر افراشته ام چون مصلحت مرا تو به مىدانى من مصلحت خود به تو بگذاشته ام أو على يدي الوهاب فيعطى لينعم لا يكون مع الواهب تكليف المعطى له بعوض على ذلك من شكر أو عمل ) * و گاه بر دست واهب بخشد . پس تكليف نكند بنده را عوضى بر آن عطا از شكر يا عملى ديگر ، تا بنده گويد ، بيت : زهى فيض فضل تو از حد فزون نگنجد در افضال تو چند و چون منزه عطايت ز شوب غرض مبرّا نوالت ز نيل عوض أو على يدي الجبار فينظر في الموطن و ما يستحقه ، ) * و گاه بر دست جبار بخشد . پس نظر كند به بنده را استحقاقش و جبر و انكسار او كند اگر شكستگى باشد . آرى ، بيت : خواجهء اشكسته بند آن جا رود كه در آن جا پاى اشكسته بود و قهر كند اگر متحيّر و متكبّر باشد . [ 46 - پ ] أو على يدي الغفار فينظر المحل و ما هو عليه . فإن كان على حال يستحق العقوبة فيستره عنها ، أو على حال لا يستحق العقوبة فيستره عن حال يستحق العقوبة فيسمّى معصوما و معتنى به و محفوظا ، ) * و گاه بر دست غفار بخشد . پس نظر كند به بنده و آن چه بر اوست . اگر مستحق عقوبت باشد ستر كند بنده را از عقوبت ، و اگر نباشد ستر كند بنده از حالى كه بدان مستحق عقوبت شود . پس بنده را معصوم و محفوظ گويند .